ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

960

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

بخداست و سكوت برگزيدن در فهم آنها . و گاهى دربارهء اثبات استواء براى خدا بگفتار مالك استدلال ميكنند كه گفته است . استواء معلوم و كيفيت آن مجهول است ، ولى مقصود مالك اين نيست كه ثبوت استواء براى خدا معلوم است و زينهار كه چنين گفتارى به وى نسبت داده شود ، زيرا او ميداند كه مفهوم و معنى استوا در لغت معلوم است كه همان صفت جسمانى است و كيفيت آن بمعنى حقيقت آن است ، زيرا حقايق صفات كلا عبارت از كيفيات آنها هستند و ثبوت اين كيفيات براى ما مجهول است . همچنين براى اثبات مكان بحديث ( سوداء ) [ 1 ] استدلال ميكنند كه پيامبر ( ص ) چون از وى پرسيد خدا كجاست و او پاسخ داد ، در آسمان . پيامبر ( ص ) فرمود : بايد او را آزاد كرد چه او از زنان با ايمان است ، ولى پيامبر ( ص ) به علت اينكه او براى خدا اثبات مكان كرده بود ايمان ويرا مورد تصديق قرار نداد ، بلكه بدين سبب او را با ايمان خواند كه بظواهر آنچه آورده بود از قبيل اينكه خدا در آسمان است ايمان داشت و از اين رو در زمرهء كسانى درآمد كه ايمان استوار داشتند و به آيات متشابه ايمان آورده بودند بىآنكه در جستجوى كشف معنى آنها باشند . و يقين بنفى مكان به دو علت حاصل ميگردد : نخست دليل عقل كه نيازمندى و احتياج را از خدا سلب مىكند و دوم دلايل سلوب كه منزه بودن ويرا اعلام ميدارد از قبيل : نيست مانند او چيزى و نظاير آن و گفتار وى ، و اوست خدا در آسمانها و در زمين [ 2 ] چه يك موجود در آن واحد ممكن نيست در دو مكان باشد . و بنابر اين بطور قطع در اين آيه منظور مكان نيست ، بلكه مراد چيز ديگرى است . آنگاه « حنبليان » توجيهى را كه دربارهء ظواهر رخسار و دو چشم و دو دست و فرود آمدن و سخن گفتن با حروف و آواز ساخته بودند طرد كردند و براى آن

--> [ 1 - ) ] سوداء كنيز معاوية بن حاكم بود كه مىخواست او را آزاد كند و در اين باره با پيامبر ص مشورت كرد كه ايمان و اعتقاد آن زن را مورد آزمايش قرار دهد تا اگر شايستگى داشته باشد او را آزاد كند . [ 2 - ) ] وَ هُوَ الله في السَّماواتِ وَ في الْأَرْضِ 6 : 3 س : 6 ( الانعام ) آ : 3 .